درماندگی کاخ سفید در برابر حریف قدری به نام سپاه !

چرخش واژگانی یا تغییر راهبردی؟ معنای «حریف» در ادبیات آمریکا
اظهارات دکتر هوشنگ امیراحمدی بر یک تغییر کلیدی در زبان و ذهنیت واشنگتن تمرکز دارد: تبدیل «دشمن» به «حریف».
ادبیات امنیت ملی آمریکا، واژه دشمن معمولاً به بازیگری اطلاق میشود که هدف، حذف یا فروپاشی آن است؛ اما واژه حریف به معنای پذیرش واقعیتِ قدرت طرف مقابل و ضرورت مدیریت رقابت است.
این تغییر اگر تثبیت شود، معنایش این است که آمریکا دیگر نمیتواند سیاست خود را بر محور «شوک، تهدید، و بستن مسیرهای واکنش» بنا کند؛ زیرا طرف مقابل نه منفعل است و نه قابل حذف با ابزارهای کلاسیک.
چرا این تغییر، پیام احتیاط دارد؟
وقتی یک بازیگر به عنوان «حریف» تعریف میشود، هزینه خطا بالا میرود. در چنین شرایطی، واشنگتن مجبور است سناریوهای واکنش ایران را جدیتر محاسبه کند، مسیرهای خروج از بحران را از قبل آماده نگه دارد و از حرکتهای شتابزده بپرهیزد.
امیراحمدی دقیقاً میگوید این چرخش ذهنی، آمریکا را به سمت مواجهه محتاطانهتر با ایران سوق میدهد؛ یعنی در سطح سیاسی و نظامی، تصمیمها باید «کمریسکتر» باشند و بیش از گذشته به پیامدهای منطقهای توجه کنند.
نقش سپاه در تبدیل معادله تهدید به معادله بازدارندگی
امیراحمدی، سپاه را محور این تغییر میدامیراحمدی، سپاه را محور این تغییر مید «قابل محاسبه» رسیده: نیرویی که هم توان پاسخ دارد، هم شبکه اثرگذاری منطقهای، و هم قابلیت انتقال هزینه به طرف مقابل.
وقتی چنین ظرفیتی شکل میگیرد، دکترین فشارِ بدون هزینه از بین میرود و جای خود را به بازدارندگی میدهد؛ بازدارندگی یعنی طرف مقابل پیشاپیش میداند که هر اقدام، هزینه و واکنش متناسب خواهد داشت.
دو جنگ بینتیجه؛ فرسایش ابزارهای اجبار در واشنگتن
در تحلیل امیراحمدی، دو جنگ تحمیلشده بدون دستیابی به نتیجه، به فرسایش توان اجبار آمریکا منجر شده است.
معنای این گزاره آن است که آمریکا یا متحدانش وارد درگیریهایی شدهاند که خروجی قطعی نداشته، اما هزینههای سیاسی، مالی و روانی قابلتوجه تولید کرده است.
وقتی جنگها «نتیجهساز» نباشند، تهدید جنگ هم کارایی پیشین را از دست میدهد، چون افکار عمومی و نهادهای تصمیمساز میپرسند: دستاورد چیست و مسیر خروج کجاست؟
پیام شکستِ «بستن دهان طرف مقابل»
عبارت امیراحمدی درباره «بستن دهان طرف مقابل» اشاره به راهبردی دارد که با فشار ترکیبی—تحریم، عملیات روانی، تهدید نظامی—میکوشد طرف مقابل را از واکنش بازدارد.
اما اگر طرف مقابل توان پاسخ و ابتکار داشته باشد، این راهبرد معکوس عمل میکند: فشار نه تنها سکوت نمیآورد، بلکه ابتکارهای جدیدِ دفاعی و میدانی را فعال میکند.
از این منظر، آمریکا به جای خاموش کردن صدا، با افزایش هزینهها روبهرو شده است.
دکترین «بازدارندگی پیشدستانه»؛ تعریف و پیامدها
امیراحمدی از تغییر دکترین دفاعی ایران به «حملات بازدارنده پیشدستانه» سخن میگوید.
مفهوم این دکترین (در سطح ادعایی و عملیاتی) این است که اگر تهدید به مرحله قطعی و عملی نزدیک شود، پاسخ میتواند قبل از وقوع ضربه اصلی طراحی شود تا هزینه اقدام برای طرف مقابل بالا رود.
پیام سیاسی چنین دکتریني، انتقال ابتکار و کاهش احتمال غافلگیری است؛ یعنی طرف مقابل نمیتواند مطمئن باشد که بدون هزینه، اولین ضربه را خواهد زد.
ارسال نظر
نظرات کاربران