ناشران از باز نویسی متون کهن استقبال نمی کنند / پرورش ذهن کودک با داستان های مثنوی مولانا

تهران- ایرنا- نویسنده کودک و نوجوان با تاکید بر اینکه در زمینه متون کهن کم کار شده است، گفت: با اینکه در این حوزه کارهایی انجام شده است و داستانهایی مانند مثنوی مولانا در پرورش ذهن کودک نقش مهمی ایفا میکند، میتوان گفت ناشران از بازنویسی متون کهن استقبال نمیکنند.
محمود پوروهاب در گفتوگو با خبرنگار کتاب ایرنا، درباره چگونگی امکان معرفی بزرگان ادب ایران مانند مولانا به کودکان توضیح داد: غزلیات مولانا در کتاب دیوان شمس برای کودکان سنگین است، اما به این دلیل که شعرهای داستانی و روایی در قسمت مثنوی نوشته شده است، در زمینه تولید قصه برای کودکان خوب است، بسیاری از نویسندگان در این زمینه کار کردند.
غزلیات مولانا در کتاب دیوان شمس برای کودکان سنگین است، اما به این دلیل که شعرهای داستانی و روایی در آن نوشته شده، در زمینه تولید قصه برای کودکان خوب است
داستاننویس و شاعر کودکان و نوجوانان با اشاره به اینکه داستانهای مثنوی مولانا را در کتابی با عنوان «مثنوی» بازنویسی کرده است، ادامه داد: کارهای متعددی انجام دادم و داستانهای متعددی داریم که هنوز بازآفرینی نشده است.
در این کتاب بیش از ۸۰ قصه از مولانا بازنویسی شده است. همچنین کتابی در قالب قصه با عنوان «قصههای بهدرد بخور» نوشتم و در آن از منابع مختلف استفاده کردم، داستانهای مثنوی یکی از منابعی بود که در این کتاب از آن استفاده کردم.
کتاب «قصههای جورواجور» از دیگر آثاری است که در نوشتن آن از متون کهن استفاده کردم.
او با تاکید بر اینکه در زمینه متون کهن کم کار شده است، افزود: با اینکه در این حوزه کارهایی انجام شده است، میتوان گفت ناشران از بازنویسی متون کهن استقبال نمیکنند، دلیل این مساله را نمیدانم.
بازآفرینی متون کهن یک نوع تکنیک ادبی است
پوروهاب با اشاره به اینکه بازنویسی و بازآفرینی یک اثر اقداماتی متفاوت هستند، درباره آنها توضیح داد و اظهار کرد: بازنویسی به معنی سادهنویسی است، در بازآفرینی نویسنده داستان را حفظ میکند، اما برای آن فضاسازی انجام میشود. در داستانهای قدیم فضاسازی وجود ندارد و داستان به شکل مستقیم نوشته شده است.
چه بسا کودکان داستانی از قابوسنامه بخوانند و در بزرگسالی کل قابوسنامه یا شاهنامه را مطالعه کنند
این نویسنده با تاکید بر اینکه بازآفرینی متون کهن یک نوع تکنیک ادبی است، ادامه داد: میتوان زبان امروزی، قصههای مثنوی عطار، کلیلهودمنه و قابوسنامه را برای کودک شرح داد؛ زیرا متن این آثار سنگین و زبانش سخت است و اگر کودکان آنها را بخوانند، نمیفهمند.
به همین دلیل است که امروز این متنها را برای کودکان سادهنویسی میکنند.
او با اشاره به اینکه بزرگسالان هم میتوانند به خواندن افسانهها و داستانهای کهن علاقهمند باشند، گفت: افسانهها به شکلی تخیلی نوشته شده اند و قصههای کهن جنبههای شیرین و جذاب دارند، اتفاقهایی که در این داستانها روی میدهند سرگرمکننده و لذتبخش هستند و همچنین برای مخاطب پیام اخلاقی و انسانمحور دارند.
اگر پیام نداشتند نویسندگان بزرگ ما آنها را به کار نمیبردند.
به گفته این نویسنده داستانهای کهن مانند مثنوی مولانا به خیال و تفکر کودکان کمک میکنند و چه بسا کودکان داستانی از قابوسنامه بخوانند و در بزرگسالی کل قابوسنامه یا شاهنامه را مطالعه کنند.
فرهنگ در حوزه ادبیات دچار پسرفت شده است
پوروهاب درباره تاثیر بازسازی و بازآفرینی داستانهای کهن بر مخاطب، توضیح داد: مخاطب کودک و بازرگسال با خواندن کتابهای بازآفرینی شده از آثار کهن با بزرگان ادب فارسی آشنا میشود، شاید بعد از آنکه داستان را خواند شمس، مولانا، فردوسی، سعدی و عطار برایش مهم شود و درباره آنها جستوجو کند و به این وسیله با آنها آشنا شود.
اگر حوزه ادبیات را باغی فرض کنید، تبدیل به باغچه شدیم از آن باغچه فقط چند گلدان باقی مانده است
این نویسنده با تاکید بر اینکه فرهنگ در حوزه ادبیات دچار پسرفت شده است، ادامه داد: روزبهروز پسرفت میکنیم.
بخشی از این مساله به دلیل مشکلاتی مانند کاغذ است که این روزها ناشران با آن مواجه هستند و این روند باعث شکلگیری مشکلاتی در فروش ناشران شده است.
در ادامه این روند پدیدآورندگان شرایط بدتری دارند زیرا اگر اثری تولید کنند، کارشان جایی منتشر نمیشود و به همین دلیل دست از تولید کشیده اند.
او با اشاره به اینکه شرایط فعالان حوزه فرهنگ و ادب پس از دهه ۸۰ رو به ضعف رفته است، گفت: من از سال ۱۳۷۰ کار ادبیات کودک و نوجوان را شروع کردم، اما بعد از دهه ۸۰ اوضاع خرابتر شد، اگر ما را باغی فرض کنید، تبدیل به باغچه شدیم از آن باغچه فقط چند گلدان باقی مانده است.
فرهنگ نوشتاری ما تغییر کرده است و کسی به آن اهمیت نمیدهد.
پوروهاب افزود: بودجه کاغذ اعطا و جشنوارهها و همایشهایی که داشتیم برگزار نمیشوند، اینها همه مهم بودند، قسمتهای خاصی باقی ماندند که فعالان حوزه فرهنگ را تشویق میکنند و باقی را فراموش کردیم.
ارسال نظر
نظرات کاربران