
به گزارش خبرنگار فرهنگی ایرنا، جنگ ایران و عراق، با سرعت به موضوعی برای آثار هنری به ویژه ادبیات و سینما تبدیل شد. در سالهای جنگ، خاطرات رزمندگان، گزارشهای جنگ و داستانهایی که از تجربه مستقیم میدان نبرد شکل گرفته بودند، در روزنامهها، مجلات و کتابها منتشر میشدند، در سوی دیگر سینمای دفاع مقدس نیز به تدریج شکل گرفت، در این مسیر همکاری میان نویسندگان کتاب و سینماگران همواره وجود داشت.
«عقابها»؛ خاطرات یک خلبان در قاب سینما
یکی از نمونههای قدیمی اقتباس، فیلم «عقابها» به کارگردانی ساموئل خاچیکیان است؛ فیلمی که در سالهای ابتدایی جنگ یعنی در سال ۱۳۶۳ ساخته شد و روایت آن بر خاطرات یدالله شریفیراد، خلبان نیروی هوایی، تکیه داشت.

کتاب «سقوط در چهلمین پرواز» خاطرات شریفیراد را روایت میکرد و ماجرای سقوط هواپیمای او و اتفاقاتی را که پس از آن برایش رخ داد دربرمیگرفت. «عقابها» این روایت واقعی را به یک داستان سینمایی اکشن تبدیل کرد و از همین منظر، یکی از تجربههای زودهنگام پیوند میان خاطرات جنگ و سینمای ایران به شمار میآید.

«عقابها» در سالهای جنگ توانست مخاطبان زیادی را به سالنهای سینما بکشاند و به یکی از فیلمهای شناختهشده سینمای جنگ در دهه ۶۰ تبدیل شود.
«پرستار شب»؛ جنگ پشت جبهه
محمدعلی نجفی در سال ۱۳۶۶ فیلم «پرستار شب» را ساخت، منبع این فیلم داستان کوتاه «آب» نوشته منیرو روانیپور بود. فیلم، داستان پرستاری جوان را دنبال میکند که با یک مجروح جنگی مواجه میشود و در جریان مراقبت از او، رابطهای انسانی و عاطفی میان شخصیتها شکل میگیرد.

«پرستار شب» از این جهت نمونه قابل توجهی در سینمای اقتباسی دفاع مقدس است که تجربه جنگ را از زاویهای متفاوت روایت میکند و داستان آن در فضای بیمارستان و در رابطه میان آدمهایی است که آثار جنگ به زندگی آنها رسیده است.
«در مسلخ عشق»؛ روایت شهید علمالهدی از کتاب به سینما
کمال تبریزی فیلم «در مسلخ عشق» را بر اساس کتاب «حماسههای هویزه» نوشته نصرتالله محمودزاده ساخت اما این فیلم توفیق اکران نیافت.

«حماسههای هویزه» خاطرات و شرح رشادتهای رزمندگان و شهید سیدحسین علمالهدی در نبرد هویزه است و تبریزی در فیلم «در مسلخ عشق» بخشی از این فضا را به روایت سینمایی تبدیل کرد.

«اتوبوس شب»؛ از یک داستان کوتاه تا یک فیلم بلند
«اتوبوس شب» به کارگردانی کیومرث پوراحمد یکی از نمونههای شناختهشدهتر اقتباس دفاع مقدس است.

این فیلم در سال ۱۳۸۵ شناخته شد و از داستان «سیونه و یک اسیر» نوشته حبیب احمدزاده در مجموعه «داستانهای شهر جنگی» اقتباس شده است. داستان، نوجوان رزمندهای را دنبال میکند که مامور میشود گروهی از اسرای عراقی را به پشت جبهه منتقل کند. در طول این مسیر، رابطه میان نوجوان، راننده اتوبوس و اسرای عراقی، هسته اصلی روایت را شکل میدهد. فیلم نیز همین موقعیت را گسترش میدهد و آن را به یک درام سینمایی تبدیل میکند.

«اتوبوس شب» یکی از نمونههایی است که در بحث اقتباس از ادبیات دفاع مقدس بارها مورد توجه قرار گرفته است.
«پاداش سکوت»؛ از داستان احمد دهقان تا فیلم مازیار میری
«پاداش سکوت» ساخته مازیار میری نیز از ادبیات دفاع مقدس به سینما رسید. فیلم در سال ۱۳۸۵ ساخته شد و منبع آن داستان «من قاتل پسرتان هستم» نوشته احمد دهقان، به عنوان یکی از کتابهای مهم و مورد توجه در حوزه دفاع مقدس بوده است.

داستان احمد دهقان بر موقعیتی اخلاقی و تلخ بنا شده است: رزمندهای درباره مرگ یکی از همرزمانش حقیقتی را با پدر او در میان میگذارد؛ حقیقتی که با تصویری که خانواده از مرگ فرزندشان دارند تفاوت دارد.

برای تبدیل این داستان کوتاه به یک فیلم سینمایی، روایت گسترش پیدا کرد و شخصیتها و موقعیتهای بیشتری به آن افزوده شد. همین تفاوت میان متن کوتاه اولیه و فیلم بلند، «پاداش سکوت» را به یکی از نمونههای قابل توجه در میان اقتباسهای دفاع مقدس تبدیل کرده است.
«شیار ۱۴۳»؛ وقتی نویسنده، فیلمساز شد
یکی از شناختهشدهترین نمونههای اقتباس از کتابهای دفاع مقدس، «شیار ۱۴۳» ساخته نرگس آبیار است.
فیلم داستان الفت، مادری روستایی را روایت میکند که فرزندش در جنگ مفقود شده و سالها در انتظار بازگشت اوست. روایت فیلم بیشتر از آنکه به خود میدان جنگ بپردازد، زندگی مادری را نشان میدهد که جنگ برای او معنی «انتظار» دارد.

«شیار ۱۴۳» بر اساس کتاب «اختر و روزهای تلواسه» شکل گرفته است که پس از انتشار فیلم نام کتاب نیز تغییر کرد.
همین موضوع، این فیلم را به نمونهای متفاوت تبدیل میکند، نویسندهای که پیش از این تجربه نوشتن درباره جنگ را داشته، خود پشت دوربین قرار گرفته و روایت ادبی را به زبان سینما منتقل کرده است.

این فیلم در جشنواره فیلم فجر نیز با استقبال مواجه شد و جوایزی به دست آورد و بعدتر به یکی از شناختهشدهترین فیلمهای سینمای دفاع مقدس تبدیل شد.
«۲۳ نفر»؛ خاطرات نوجوانان اسیر روی پرده
«۲۳ نفر» ساخته مهدی جعفری یکی از نمونههای اقتباس از ادبیات خاطرهمحور دفاع مقدس است.

فیلم بر اساس کتاب «آن ۲۳ نفر» نوشته احمد یوسفزاده ساخته شده و داستان گروهی از نوجوانان ایرانی را روایت میکند که در جریان جنگ ایران و عراق به اسارت درآمدند. کتاب یوسفزاده، روایت این نوجوانان از دوران اسارت و مواجهه آنها با نیروهای عراقی را بازگو میکند. فیلم نیز با تمرکز بر همین گروه، تلاش میکند تجربه اسارت و مقاومت آنها را در قالب یک روایت سینمایی بازسازی کند.

«غریب»؛ کتابی که منبع فیلمنامه شد
«غریب» ساخته محمدحسین لطیفی نیز به یکی از نمونههای پیوند ادبیات و سینمای دفاع مقدس تبدیل شد. فیلم به بخشی از زندگی شهید محمد بروجردی و حضور او در حوادث کردستان میپردازد و منبع مهم فیلمنامه آن کتاب «محمد؛ مسیح کردستان» نوشته نصرتالله محمودزاده است.

با این حال، «غریب» را نباید اقتباس کامل از تمام کتاب دانست. حامد عنقا، نویسنده فیلمنامه، درباره روند شکلگیری اثر گفته است که کتاب محمودزاده منبع مهمی برای فیلمنامه بوده اما قرار نبوده تمام زندگی بروجردی به فیلم تبدیل شود؛ بلکه بخشی از روایت کتاب انتخاب و برای ساخت یک فیلم سینمایی بازآفرینی شده است.

کتابهای زیادی بودند که فیلم نشدند
مسیر تبدیل کتاب به فیلم همیشه مسیر سادهای نبوده است، در سالهای گذشته برای تعدادی از کتابهای شناختهشده فیلمنامه نوشته شد، اما همه آنها به تولید نرسیدند. «دا»، «نورالدین پسر ایران»، «پایی که جا ماند»، «مهمان صخرهها» و «حرمان هور» از جمله آثاری بودند که در مقاطعی موضوع اقتباس سینمایی قرار گرفتند. در سال ۱۳۹۶ نیز سازمان سینمایی حوزه هنری از آماده شدن فیلمنامههایی بر اساس برخی از این آثار و بررسی امکان تولید فیلم از آنها خبر داده بود.
تاریخ سینمای اقتباسی دفاع مقدس را میتوان از خاطرات خلبانان و داستانهای کوتاه آغاز کرد و تا کتابهای تاریخ شفاهی و خاطرات اسرا ادامه داد؛ مسیری که اگرچه در چهار دهه گذشته نمونههای قابل توجهی داشته اما هنوز بخش بزرگی از ادبیات دفاع مقدس در انتظار رسیدن به پرده سینماست.
نوشتن دیدگاه جدید