
هم میهن : آشتی ملی به معنای پایان همه اختلافات یا تبدیل منتقدان به موافقان نظام نیست.
مسئله این است که شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده میشود و حقوقشان تنها در روزهای جنگ اهمیت پیدا نمیکند.
در سیاست خارجی از ضرورت کاهش تنش و جلوگیری از گسترش درگیری سخن میگوییم؛ پس چرا در داخل کشور، اختلاف بر سر پوشش، عقیده و انتقاد سیاسی همچنان زمینه تقابل با بخشی از جامعه است؟ سخنان اخیر غلامحسین کرباسچی در شبکه خبر، بار دیگر این پرسش را پیش کشید. ایران در شرایطی با تهدید خارجی روبهروست که بیش از هر زمان دیگری به همراهی مردم نیاز دارد. توان نظامی برای دفاع ضروری است، اما اعتماد عمومی نیز پشتوانهای است که بدون آن عبور از بحران دشوارتر خواهد بود.
بخشی از دلخوریها با تصمیمهای داخلی قابل کاهش است. آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر، بازنگری در احکام منتقدان و فراهم کردن امکان بازگشت امن ایرانیان خارج از کشور که به دلایل سیاسی تحت تعقیباند، میتواند آغاز این تغییر باشد. پروندههای فاقد مبنای قانونی برای تعقیب نیز باید مختومه شوند. در مسئله حجاب هم وقت تجدیدنظر در برخوردهای سختگیرانه فرا رسیده است. چرا باید اختلاف بر سر پوشش و سبک زندگی، همچنان به فاصله میان جامعه و حاکمیت دامن بزند؟ احترام به حقوق شهروندان، امتیازی برای روزهای بحران نیست.
البته نارضایتیها تنها به محدودیتهای سیاسی و اجتماعی خلاصه نمیشود. فشار معیشتی، نگرانی از آینده و بلاتکلیفی جنگ، زندگی میلیونها ایرانی را تحت تأثیر قرار داده است. جامعه حق دارد بداند چشمانداز پایان این وضعیت چیست و مسئولان برای جلوگیری از خسارتهای بیشتر چه برنامهای دارند. دفاع از کشور در برابر تجاوز ضروری است، اما تلاش برای پایان جنگ از مسیر دیپلماسی نیز به معنای تسلیم نیست. همان واقعبینی که در سیاست خارجی به آن نیاز داریم، باید در اداره کشور هم دیده شود.
نباید فراموش کرد که مخالفت با سیاستهای حاکمیت، الزاماً مخالفت با ایران نیست. بسیاری از منتقدان، با وجود دلخوریهای جدی، در دفاع از استقلال و تمامیت ارضی کشور تردیدی ندارند. این همراهی را نباید به معنای رضایت از وضع موجود دانست. هنر حکمرانی، پذیرش همین تفاوتها و گشودن راه مشارکت برای همه است. کاهش شکافهای داخلی، امید دشمن به بهرهبرداری از نارضایتیها را کمتر میکند، دست ایران را در مذاکرات بازتر میگذارد و هزینه ادامه فشار را برای طرف مقابل افزایش میدهد.
آشتی ملی به معنای پایان همه اختلافات یا تبدیل منتقدان به موافقان نظام نیست. مسئله این است که شهروندان احساس کنند صدایشان شنیده میشود و حقوقشان تنها در روزهای جنگ اهمیت پیدا نمیکند. اگر حاکمیت برای اصلاح سیاستهای نارضایتیزا پیشقدم شود، زمینه بازگشت اعتماد و همراهی گستردهتر جامعه نیز فراهم خواهد شد. حاکمیت نمیتواند درباره رفتار آمریکا و اسرائیل تصمیم بگیرد، اما درباره نحوه برخورد با مردم خود اختیار دارد. وقتی نمیتوان فشار خارجی را یکشبه برطرف کرد، چرا باید فشارهایی را که رفع آنها در اختیار خودمان است، همچنان بر دوش مردم باقی گذاشت؟
نوشتن دیدگاه جدید