جدید ترین های دنیای مجازی - اخبار شهر تهران و ...
جستجو

روایت پنج رتبه برتر از یک سال پر اضطراب / گفت‌وگوی جام جم آنلاین با برگزیدگان کنکور امسال

روایت پنج رتبه برتر از یک سال پر اضطراب / گفت‌وگوی جام جم آنلاین با برگزیدگان کنکور امسال

 رتبه‌های برگزیده کنکور امسال، چطور درس خوانده‌اند؟

 

آیا راز موفقیت آنها در کلاس خصوصی و قطع ارتباط با همه و فقط درس خواندن بوده است؟

 

بعد از اعلام نتایج تصورشان از آینده چیست و دوست دارند چه رشته‌هایی بخوانند؟

 

در گفت و گوی امروز جام جم آنلاین با ۵ نفر از رتبه‌های برتر کنکور امسال پاسخ‌هایشان به این پرسش‌ها جالب است. 


پشت رتبه‌های برتر کنکور چه می‌گذرد؟

 

یک نفر برای دیدن نامش میان ۱۰ نفر اول منتظر بود، اما وقتی با رتبه یک مواجه شد، گوشی را از دستش انداخت.

 

یک نفر دیگر، آنقدر تحت فشار قرار گرفته بود که سه ماه از سال کنکور را اصلاً نتوانست درس بخواند؛ یکی در روز‌های بیماری و فوت پدربزرگ، با کمک یک دوست آنلاین درس خواند و دیگری برای یادگیری زبان به اینترنت و ابزار‌های دیجیتال تکیه داشت؛ ابزار‌هایی که با هر اختلال، بخشی از مسیر مطالعه‌اش را هم مختل می‌کرد.

 

پشت رتبه‌های برتر کنکور، داستان‌هایی هست که در کارنامه دیده نمی‌شود؛ داستان اضطراب، فشار روانی، خانواده، امکانات آموزشی، شرایط اجتماعی و تلاش برای ادامه دادن در روز‌هایی که همه‌چیز طبق برنامه پیش نمی‌رود.

 

جام‌جم آنلاین در گفت‌و‌گو با پنج رتبه برتر کنکور امسال، سراغ همین بخش کمتر دیده‌شده رفته است؛ روایتی از یک سال سخت که نشان می‌دهد پشت چند عدد روی کارنامه، فقط ساعت‌های مطالعه و تست‌های زده‌شده قرار ندارد.

 

از ترس رتبه نشدن تا جایگاه اول

 

آرش محمدی، رتبه یک گروه آزمایشی علوم تجربی، به ما می‌گوید که برای رتبه یک شدن آماده نشده بود؛ دست‌کم خودش چنین تصوری نداشت.

 

روز اعلام نتایج گوشی را کنار دستش گذاشته بود و امیدوار بود نامش را بین ۱۰ نفر اول ببیند.

 

می‌گوید وقتی نام خودش را در رتبه یک دید، گوشی را پرت کرد و مادرش را بغل کرد.

 

اشک‌های هر دو، اولین واکنش به نتیجه‌ای بود که تا چند دقیقه قبل برای خودش قابل تصور نبود.

 

مادر آرش ابتدا فکر کرده بود نتیجه خوب نشده و به او گفته بود اشکالی ندارد، سال بعد جبران می‌کنی.

 

اما خیلی زود معلوم شد ماجرا برعکس است.

 

آرش دانش‌آموز دبیرستان علامه حلی همدان است و معدل نهایی ۱۹.۹۵ دارد.

 

در زیست‌شناسی ۹۱، فیزیک ۹۵، شیمی ۹۶ و ریاضی ۷۸ و زمین ۸۲ درصد کسب کرده است.

آرش محمدی رتبه برتر کنکور

بازدهی مهمتر از ساعت درس خواندن

 

اما وقتی از او درباره راز این نتیجه پرسیده می‌شود، پاسخ، برخلاف تصور رایج درباره رتبه‌های برتر، یک عدد عجیب از ساعت مطالعه نیست.

 

او برنامه‌ای کاملاً ثابت و یکسان برای تمام روز‌های سال نداشته است. آنچه برایش اهمیت داشته، کیفیت مطالعه و ادامه دادن مسیر بوده است.

 

البته آرش منکر نقش امکانات نیست. مدرسه، معلم، خانواده، دوستان، آزمون‌های آزمایشی و منابع آموزشی را مجموعه‌ای از عوامل مؤثر در موفقیت خود می‌داند و معتقد است دانش‌آموزی که به آموزش باکیفیت و منابع مناسب دسترسی ندارد، مسیر سخت‌تری در پیش دارد.

 

این رتبه یک، برخلاف تصویری که شاید از یک دانش‌آموز همیشه آرام و مطمئن ساخته شود، اضطراب زیادی را هم تجربه کرده است؛ از نگرانی درباره خواب ماندن و اشتباه در پاسخ‌برگ گرفته تا تردید‌هایی که گاهی حتی در مسیر مطالعه سراغش آمده‌اند. با این حال، توصیه‌اش ساده است: منتظر بهترین شرایط برای شروع نباشید؛ شروع کنید.

 

سه ماهی که درس تعطیل شد

 

اگر قرار باشد از میان روایت این پنج نفر، یک جمله نشان دهد کنکور فقط مسئله ساعت مطالعه نیست، شاید جمله سارا ابرودی باشد.

 

رتبه ششم گروه آزمایشی علوم انسانی در روز‌های عادی بین چهار تا هشت ساعت درس می‌خواند. در تعطیلات این زمان به ۹ تا ۱۲ ساعت می‌رسید و در مقاطعی حتی تا ۱۸ ساعت در روز مطالعه می‌کرد.

 

اما یک دوره سه‌ماهه هم در کارنامه زندگی او وجود دارد که تقریباً هیچ مطالعه‌ای در آن اتفاق نیفتاد. شرایط کشور، اخبار جنگ و فشار روانی باعث شد مدتی از درس فاصله بگیرد.

 

ذهنم در حالت بقا بود

 

این جمله شاید یکی از واقعی‌ترین روایت‌ها از سالی باشد که بسیاری از داوطلبان آن را فقط با تعداد تست و ساعت مطالعه می‌سنجند.

 

سارا در آن مقطع به کمک خانواده و مشاور توانست دوباره به مسیر برگردد.

 

دوستان مدرسه نیز بی‌تأثیر نبودند؛ دیدن همکلاسی‌هایی که همچنان درس می‌خواندند، به او کمک کرد دوباره مطالعه را شروع کند.

سارا ابرودی رتبه شش انسانی
او در دبیرستان فرهنگ ۱۳ درس خوانده و در امتحانات نهایی تقریباً همه نمراتش ۲۰ بوده است.

 

در کنکور نیز جامعه را ۱۰۰، فلسفه و منطق ۴۸، تاریخ و جغرافیا ۷۷، عربی را ۸۶ درصد و زبان انگلیسی را ۷۰ درصد زده است.

 

سارا ابرودی از خانواده به عنوان مهم‌ترین پشتوانه خود یاد می‌کند؛ پشتوانه‌ای که فقط به تأمین هزینه‌های آموزشی محدود نمی‌شود.

 

گاهی یک محیط آرام، یک گفت‌و‌گو، تحمل اضطراب‌ها و همراهی در روز‌هایی که دانش‌آموز از نظر روحی توان ادامه دادن ندارد، همان چیزی است که او را دوباره به میز مطالعه برمی‌گرداند.

 

تلاش قرار نیست همیشه در شرایط ایده‌آل اتفاق بیفتد

 

هدا ناصری طاهری، رتبه دوم گروه آزمایشی هنر، سال کنکور را در شرایطی پشت سر گذاشت که خانواده‌اش نیز درگیر بیماری و فوت پدربزرگش بودند.

 

مادرش بخشی از زمان خود را برای مراقبت از پدربزرگ سپری می‌کرد و از طرف دیگر، بلاتکلیفی درباره زمان برگزاری آزمون نیز فشار روانی خودش را داشت. هدا، اما مسیر را متوقف نکرد.

 

مطالعه جدی را از مهرماه یازدهم آغاز کرد؛ روز‌های مدرسه حدود پنج تا شش ساعت و در تعطیلات حدود ۱۰ ساعت. بعد از نوروز، ساعت مطالعه‌اش به ۱۰ تا ۱۲ ساعت رسید.

هدی ناصری برگزیده کنکور
درصدهایش در آزمون هنر نیز قابل توجه بود؛ ۸۸ درصد درک عمومی هنر، ۶۵ درصد درک عمومی ریاضی و فیزیک و ۸۵ درصد خلاقیت تصویری.

 

او برای موفقیت سراغ فهرست بلندبالایی از مؤسسات آموزشی نرفت و بیشتر بر منابع اصلی و آزمون‌های آزمایشی تکیه کرد.

 

حتی در روز‌هایی که شرایط عادی نبود، با یکی از دوستانش به شکل آنلاین درس می‌خواند تا رقابت و همراهی را حفظ کند.

 

برای هدا، یکی از مهم‌ترین درس‌های این سال این بود که تلاش قرار نیست همیشه در شرایط ایده‌آل اتفاق بیفتد.

 

تلاش کافی است؟

 

این شاید جدی‌ترین سؤال مشترک میان روایت این پنج نفر باشد.
امیرکیان رئیسی‌بهان رتبه دوی ریاضی، رتبه دوم گروه آزمایشی علوم ریاضی و فنی، پاسخ صریح‌تری دارد. او از مهر سال یازدهم بصورت میانگین ۷-۸ ساعت به شکل جدی‌تر مطالعه را آغاز کرد و از کتاب، آزمون‌های آزمایشی و کلاس‌های آنلاین استفاده کرد.

 

اما معتقد است برای رسیدن به رتبه‌های بسیار بالا، تلاش به‌تنهایی کافی نیست؛ کتاب، آزمون، کلاس و منابع آموزشی واقعاً تأثیر دارند.

 

او می‌گوید خانواده‌اش امکانات مورد نیاز را فراهم کرده‌اند، اما این به معنای برخورداری از منابع نامحدود نبوده است.

 

از نگاه او، دانش‌آموزی که به کلاس باکیفیت، آزمون استاندارد، منابع کمک‌آموزشی و اینترنت دسترسی دارد، در موقعیت متفاوتی نسبت به دانش‌آموزی قرار می‌گیرد که فقط کتاب درسی در اختیار دارد.

 

این مسئله از نظر امیرکیان رئیسی بهان در مناطق کم‌برخوردار جدی‌تر است. به همین دلیل، وقتی درباره عدالت آموزشی صحبت می‌شود، نمی‌توان فقط به «امکان شرکت در کنکور» نگاه کرد.

 

سؤال اصلی این است که داوطلبان با چه امکاناتی وارد این رقابت می‌شوند.

 

رتبه سوم و جنگ با اینترنت

 

ساینا دهقان دهنوی، رتبه سوم گروه آزمایشی زبان، نمونه دیگری از وابستگی آموزش امروز به اینترنت است.

 

او از هوش مصنوعی، فرهنگ‌های لغت آنلاین و منابع اینترنتی برای مطالعه استفاده کرده است؛ ابزار‌هایی که برای یک داوطلب زبان فقط امکانات جانبی نیستند، بلکه بخشی از فرآیند یادگیری محسوب می‌شوند.

 

ساینا مطالعه را از حدود سه ساعت در روز شروع کرد، در زمستان به هشت ساعت رسید و در هفته‌های پایانی، روز‌هایی با ۱۰ تا ۱۱ ساعت مطالعه را تجربه کرد.

 

اما در مقاطعی که اینترنت دچار اختلال شد، بخشی از ابزار‌های آموزشی‌اش هم از دسترس خارج شد. او در سال آخر سراغ مؤسسه آموزشی خاصی نرفت و بیشتر به مطالعه شخصی متکی بود.

 

از نگاه او، دانش‌آموزی که گوشی هوشمند و اینترنت ندارد، به‌خصوص در رشته زبان، با مانع جدی‌تری روبه‌روست.

 

این تجربه، یک واقعیت تازه درباره عدالت آموزشی را نشان می‌دهد: امروز فاصله آموزشی فقط میان دانش‌آموزی که کلاس خصوصی دارد و دانش‌آموزی که ندارد شکل نمی‌گیرد؛ گاهی دسترسی یا عدم دسترسی به اینترنت و ابزار دیجیتال نیز می‌تواند بخشی از این فاصله باشد.

ساینا دهقان برگزیده کنکور

یک سال در بلاتکلیفی

 

تقریباً هیچ‌کدام از این پنج رتبه، سالی کاملاً آرام را تجربه نکرده‌اند.

 

تغییرات مربوط به شیوه پذیرش، اخبار مختلف درباره زمان برگزاری آزمون، شرایط اجتماعی و جنگ، برای برخی از آنها مستقیماً روی برنامه مطالعه اثر گذاشته است.

 

امیرکیان می‌گوید در مقاطعی اخبار و شرایط کشور باعث می‌شد چند روز از درس فاصله بگیرد و بعد مجبور شود برنامه‌اش را از نو تنظیم کند.

 

ساینا نیز از فشار ناشی از اخبار متناقض درباره کنکور می‌گوید.

 

برای هدا هم بلاتکلیفی درباره زمان برگزاری آزمون در کنار مسائل خانوادگی قرار گرفت.

 

در چنین شرایطی، شاید انتظار مطالعه چندساعته و مداوم از یک نوجوان، بدون در نظر گرفتن شرایط روانی و اجتماعی، چندان واقع‌بینانه نباشد.

 

به همین دلیل، چند نفر از این رتبه‌های برتر یک مطالبه مشترک دارند: اگر قرار است شیوه کنکور و سهم امتحانات نهایی تغییر کند، این تغییرات باید زودتر، شفاف‌تر و بدون غافلگیری اعلام شود.

 

امتحان نهایی؛ عدالت یا فشار بیشتر؟

 

افزایش سهم سوابق تحصیلی در پذیرش دانشگاه نیز در گفت‌و‌گو با این پنج رتبه، موضوعی بود که پاسخ یکسانی برای آن وجود نداشت.

 

سارا معتقد است دانش‌آموز امروز باید همزمان برای امتحانات تشریحی و آزمون تستی آماده شود و همین موضوع می‌تواند فشار بیشتری ایجاد کند.

 

ساینا با اینکه خودش از نمرات بالای امتحانات نهایی بهره برده، معتقد است اختلاف‌های بسیار کوچک در نمرات می‌تواند رتبه داوطلب را جابه‌جا کند، بدون اینکه الزاماً تفاوت معناداری در دانش واقعی دو دانش‌آموز وجود داشته باشد.

 

از سوی دیگر، امیرکیان بر ضرورت ثبات قوانین تأکید می‌کند. از نگاه او، مسئله فقط شکل آزمون نیست؛ مسئله این است که دانش‌آموز بداند قرار است یک سال بعد با چه قواعدی روبه‌رو شود.

 

این شاید یکی از مهم‌ترین مطالبات نسل کنکوری باشد: قانونی که قرار است سرنوشت چند صد هزار دانش‌آموز را تعیین کند، نباید برای خود دانش‌آموزان غافلگیرکننده باشد.

 

رتبه‌ای که قیمت پیدا می‌کند

 

با اعلام نتایج کنکور، رتبه‌های برتر برای مؤسسات آموزشی نیز به چهره‌های تبلیغاتی تبدیل می‌شوند.

 

یکی از رتبه‌های برتر پیشنهاد‌های تبلیغاتی می‌گوید و حتی از رقمی حدود یک‌ونیم میلیارد تومان که برای همکاری شنیده است؛ پیشنهادی که البته منتفی شده است.

 

این موضوع البته سؤال مهم‌تری ایجاد می‌کند: آیا موفقیت یک رتبه برتر را می‌توان به نام یک مؤسسه آموزشی ثبت کرد؟

 

روایت این پنج نفر چنین چیزی را تأیید نمی‌کند. یکی بیشتر خودخوانده بوده، دیگری از کلاس آنلاین استفاده کرده، یکی به مدرسه‌اش تکیه داشته و دیگری از آزمون‌های آزمایشی.

 

یکی سه ماه از درس فاصله گرفته و دیگری در هفته‌های پایانی روزی ۱۰ تا ۱۱ ساعت درس خوانده است؛ بنابراین نسخه واحدی برای رتبه برتر شدن وجود ندارد.

 

رتبه، همه ماجرا نیست

 

شاید مهم‌ترین تفاوت میان این پنج نفر، در تعریف آنها از «موفقیت» باشد.

 

برای آرش، موفقیت یعنی بتواند روزی به گذشته نگاه کند و بگوید با وجود تمام شرایط، کاری را که می‌خواسته انجام داده است.

 

برای سارا، رضایت درونی و شادی خانواده اهمیت دارد.هدا رتبه دوم را یک موفقیت بزرگ می‌داند، اما آن را پایان راه نمی‌بیند؛ و ساینا معتقد است اگر قرار است یک سال از زندگی صرف کنکور شود، نباید حاصل آن فقط یک عدد باشد.

 

مهم است که بعد از این یک سال، یک مهارت و دانش واقعی هم به دست آورده باشی؛ شاید این جمله، خلاصه روایت هر پنج نفر باشد.

 

کنکور در نهایت یک رتبه اعلام می‌کند؛ اما یک سال زندگی را نمی‌توان در یک عدد خلاصه کرد.

 

در کارنامه نمی‌نویسند چه کسی با اضطراب، اخبار جنگ، قطعی اینترنت، بیماری خانواده یا نگرانی از آینده درس خواند.

 

نمی‌نویسند چه کسی با امکانات بیشتر و چه کسی با امکانات کمتر وارد این رقابت شد.

 

کارنامه تنها رتبه را ثبت می‌کند؛ اما داستان رسیدن به رتبه، جای دیگری نوشته شده است.

 

بعد از رتبه چه می‌شود؟

 

برای این پنج نفر، رتبه پایان ماجرا نیست.

 

آرش به پزشکی دانشگاه تهران فکر می‌کند و فعلاً برنامه جدی برای مهاجرت ندارد.

 

امیرکیان به مهندسی کامپیوتر و دانشگاه صنعتی شریف فکر می‌کند.

 

سارا احتمالاً حقوق را انتخاب خواهد کرد و می‌خواهد در ادامه مسیر، علاوه بر تحصیل، در حوزه‌های اقتصادی و اجتماعی نیز فعال باشد.

 

هدا به طراحی لباس علاقه دارد و طراحی پارچه را یکی از گزینه‌های جدی خود می‌داند.

 

ساینا نیز به زبان فرانسه، ادامه تحصیل، تدریس و فعالیت در شرکت‌های مرتبط با زبان فکر می‌کند.

 

مهاجرت برای بعضی از آنها در حد یک احتمال مطرح است؛ نه تصمیمی قطعی.

 

در پایان این نکته هم قابل توجه است که هیچ‌کدام از آنها موفقیت را صرفاً در قبولی دانشگاه خلاصه نمی‌کنند.

امتیاز دهی
0
نظرات
نوشتن دیدگاه جدید
از مطالب جدید باخبر شوید؟
با فعال کردن اعلان‌ها، مطالب جدید این وبلاگ را از دست ندهید.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران